خطای کرده من چه بود؟
که تو این گونه به بندم کشاندی و رهای در چرخش روزگار
به حال خویشم وانهادی.
مرا تاب این چرخ چاچی نیست.
*
به کدامین گناه
به کدامین جرم
این سان
طوق بر گردنم نهادی و به هر سوی کشانیدی و کوس رسوایی ام سر دادی.
چه کرده بودم
چه گفته بودم
که چنینم شد ، روزگار
*
به بندم کشاندی و رفتی؟
دست و پایم زنجیر کردی و رفتی؟
در کدامین قاموس
به کدامین قانون
این چنین حکم رواست
*
گناه صید چه بود که صیاد،رسم صیادی نمی دانست.
خطای دل چه بود که دلدار،رسم دلداری نمی دانست.
*
چه صعب تر از آن که صید باشی و صیادت نباشد.
*
پاسخم گو
پاسخم گو که جان مستور است و تن نزار
که دل خسته و سر بی قرار
پاسخم گو
که
این بود
تاوان عشق...؟
"عليرضا رضا شاطري"
