تبليغاتX
رویای فریاد

رویای فریاد

 

خطای کرده من چه بود؟

که تو این گونه به بندم کشاندی و رهای در چرخش روزگار

به حال خویشم وانهادی.

مرا تاب این چرخ چاچی نیست.

*

به کدامین گناه

به کدامین جرم

این سان

طوق بر گردنم نهادی و به هر سوی  کشانیدی و کوس رسوایی ام سر دادی.

چه کرده بودم

چه گفته بودم

که چنینم شد ، روزگار

*

به بندم کشاندی و رفتی؟

دست و پایم زنجیر کردی  و رفتی؟

در کدامین قاموس

به کدامین قانون

این چنین حکم رواست

 گناه صید چه بود که صیاد،رسم صیادی نمی دانست.

خطای دل چه بود که دلدار،رسم دلداری نمی دانست.

*

چه صعب تر از آن که صید باشی و صیادت نباشد.

 *

پاسخم گو

پاسخم گو که جان مستور است و تن نزار

که دل خسته و سر بی قرار

 پاسخم گو

که

این بود

تاوان عشق...؟

"عليرضا رضا شاطري"

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 23:54  توسط مهتاب  | 

دوباره واژه سفر را در قاب تنهایی اتاق
خاطراتم میخکوب میکنم    
سرزمین خشک خاطره یخ زده وفرسوده شده
زندگیم بوی غربت و بی قراری گرفته
رفاقتها پوچ وتوخالیست
وحال کوچ ِ تبلورزندگیست
باید رفت و
به اندازه تمام تنهایی ها
 فریاد را
 در آغوش کشید
باید رفت و.... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 0:46  توسط مهتاب  | 

دوست دارم عشقم

 قلبم را موميايي خواهم كرد!

تا از عشق ابديتي بسازم.

تا در تاريخ...

ماندگار شوي!!!

 

تاسهايت را دوباره بريز !

اين جفت"يك"

ارزش "دو" را ندارد!

به هم نخواهيم رسيد!

 

دست و پايم را به تخت ببنديد!

بايد اين عشق را،

ترك كنم!!!

 

به اندازه چاي داغ شب هاي امتحان،

دوست دارمت اما....

اضطراب نمي گذارد

نه گرمايت را حس كنم

نه آرامشت را!!!

دوستش دارم با صدایی آهسته ،

آهسته تر از صدای بال پروانه ها      

به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند ،

 بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق

به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی،

چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد

فریاد دوستت دارم را میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان

رساند                

پس بذار بدونه هیچ شرمی بگویم دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 11:19  توسط مهتاب  |