|
سلام دوستان من این چند وقته آپ نکردم و اونم به دلیل حجم زیاد درسها بوده و اینکه متاسفانه من یکی از بهترین دوستانم رو از دست دادم و هنوز نمیتونم جای خالیشو باور کنم امیر فقط 22سالش بود پر از امید اماالان باید زیر خروارها خاک خوابیده باشه و این فقط به خاطر خودخواهی یه دختر ....... امیر رفت و کلبه عاشقانه هم دیگه نویسنده نداره آره کلبه عاشقانه تبدیل به ویرانه شده و همش به خاطر یه دختری که هرگز معنی عشق رو نفهمیده و نمیفهمه هرگز لحظه ي جدايي نزديك است ، شب تنهائي تاريك است . با دلم اميد بي گانه ، بر سرم چتريست ولي چرا بي سايه. آخرين شب ديدار بود و چشمان تو پديدار ، شب تلخي بود ولي اي كاش نمي گذشت ، اي كاش با اينكه شب فراق بود ولي هيچگاه سحر نمي شد . گفتم با من بمان از هميشه تا هميشه ، در چشمانت نگريستم و سكوتي عظيم تمام وجودت را فرا گرفته بود. نمي دانم ؟! شايد كسي را دوست داشتي و شايد نمي توانستي با من بماني . تو تمام زندگي من بودي ، رفتي ، تو نيز بي وفا بودي و جانم را از من ربودي ، من جسمي بيش نيستم ، من مرده ام
|
About![]()
تقدیم Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 SpecificLinkDump
دوستانه |