|
سلام دوستان امروز اومدم برای آخرین بار تا بعد از کنکور آپ کنم باید درس بخونم برام دعا کنید زندگی یادم داد آسمان آبی نیست اشکی برای تو ریختم اشکی برای عشق اشکی برای کودکیم آن دستهای کوچک زیبا اشکی برای بزرگترین ماهی دریا اشکی برای پنجره ای که رو به تو بود و شکست اشکی برای بوسه ها که ناگاه به گریه نشست اشکی برای دلتنگیهای عاشق امروز اشکی برای دلشکسته فردا اشکی برای تو اشکی برای ما اشکی برای عشق ریختم <<تا درودی دیگر بدرود>>
چه گریزیست زمن ؟ چه شتابیست به راه ؟ به چه خواهی بردن درشبی اینهمه،تاریک پناه ؟ مرمرین پلۀ آن غرفۀ عاج ! ای دریغا که زما بس دور است لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است نه چراغیست در آن پایان هرچه از دور نمایانست شاید آن نقطۀ نورانی چشم گرگان بیابانست مِی فرومانده به جام سربه سجاده نهادن تا کی ؟ او در اینجاست نهادن می درخشد در مِی گربهم آویزیم ما دوسرگشتۀ تنها،چون موج به پناهی که تو می جوئی،خواهیم رسید اندر آن لحظۀ جادوئیِ اوج به یادِ آرزوهايم سكوتي مي كنم بالاتر از فرياد
|
About![]()
تقدیم Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 SpecificLinkDump
دوستانه |