|
بهار مرا اینگونه باور کن... کمی تنها، کمی بیکس، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته؟! نمیدانم مرا آیا گناهی است، که شاید هم به جرم ان غریبی و جدایی است.
چترهارا باید بست، زیرباران باید رفت، فکررا،خاطره را،زیرباران باید برد. دوست را زیر باران باید دید عشق را زیر باران باید جست. با همه مردم شهر،زیر باران باید رفت. زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آبتنی در حوضه اکنون است. رخت ها را بکنیم: اب در یک قدمی است
|
About![]()
تقدیم Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 SpecificLinkDump
دوستانه |