تبليغاتX
رویای فریاد

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


رویای فریاد

جام اگر بشکست
زندگی در چشم من شبهای بی مهتاب را ماند
شعر من نیلوفر پژمرده در مرداب را ماند
ابر بی باران اندوهم
خار خشک سینه کوهم
سالها رفته است کز هر آرزو خالی است آغوشم
نغمه پرداز جمال و عشق بودم آه
حالیا خاموش خاموشم
یاد از خاطر فراموشم
روز چون گل میشکوفد بر فراز کوه
عصر پرپر می شود این نوشکفته در سکوت دشت
روزها این گونه پر پر گشت
چون پرستوهای بی آرام در پرواز
رهروان را چشم حسرت باز
اینک اینجا شعر و ساز و باده آماده است
من که جام هستیم از اشک لبریز است میپرستم
 در پناه باده باید رنج دوران را ز خاطر بر د
با فریب شعر باید زندگی را رنگ دیگر داد
در نوای ساز باید ناله های روح را گم کرد
ناله من میترواد از در و دیوار
آسمان اما سراپایش گوش و خاموش است
 همزبانی نیست تا گویم بزاری ای دریغ
دیگرم مستی نمی بخشد شراب
جام من خالی شدست از شعر ناب
ساز من فریاد های بی جواب
نرم نرم از راه دور
روز چون گل میشکوفد بر فراز کوه
روشنایی می رود در آمان بالا
ساغر ذرات هستی از شراب نور سرشار است اما من
همچنان در ظلمت شبهای بی مهتاب
همچنان پژمرده در پهنای این مرداب
همچنان لبریز ز اندوه می پرسم
جام اگر بشکست
ساز اگر بگسست
شعر اگر دیگر به دل ننشست

فریدون مشیری

عرض جغرافيايی تاريخم
در نقطه ی درد
قطبی شده است
اين انجماد پیر
هیچ جوانه اي را
بر نمی تابد
اما تشنگی به«دانستن»
وحشت تاريکی را
مذاب خواهد کرد
دیگر احساس گناه نمیکنم
چون معتقدم
گناهی بالاتر از این نیست
که بیگناه باشی و
احساس گناهکار بودن بکنی
چشمها عادت کرده اند
برای بیگانگان
رایگان اشک بریزند
اما دریغ از یک قطره همدلی
با گونه هایی که
سرخ بودنشان
نه از مساعدت جوی
که از ضرب شصت
خصم این خاک است..

+نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت23:12توسط مهتاب | |