|
برای آنکه دوستش دارم با تمام وجود: آنسوتر در گرگ و میش به انتها رسیدن آنجا که آسمان خیالم سردی تلخ زمینی شدن را لمس کرد در لحظه ای که تقلاهایم بسان جدال یک محتضر با مرگ بود صدایم کردی با ملکوتی ترین نوای زندگی و من آرام آرام تهی شدم تا در دستهای نوازشگر تو دوباره جوانه زدن را تجربه کنم تویی که طعم سیب میدهی و چشمهایت رقص گندمزار در بهار است من فرزند آدمم و بسان او میان بهشت و تو تو را برگزیدم نازنینم ! ای نابترین ترانه من که روزی هزار بار میسرایمت و باز شباهنگام هزار غزل میجوشد از انگشتان بیتابم که ترا بهانه میگیرند ای زیباترین پاداش صبوریم که هر روز هزار بار متولد میشوم در گندمزار چشمانت نسیم نوازشگر دستهایت و در زلالی تبسم مهربانت ای که دستهایت عطر یاس میدهد سهم من از بهشت یک لحظه از آغوش توست
|
About![]()
تقدیم Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 SpecificLinkDump
دوستانه | |||||||